تبلیغات

 گردنبند مروارید عشق

موضوعات
تبلیغات

 گردنبند مروارید عشق

آمار سایت
محصولات سايت

جملات و خاطرات جالب و خنده دار

.

.

دیروز سر کلاس رسم فنی :
ی چن تا نقطه بودن ک باید ب صورت عمود میکشیدیمشون پایین.
دوستم هم ی لحظه هنگ کرد ازم پرسید کدوم نقطه ها رو باید بکشیم پایین؟
منم در حالی ک با دستم نقطه هارو نشون میدادم بهش میگفتم بکش پایین، بکش پایین، بکش پایین
اون لحظه تو کلاس سکوت عجیبی حکم فرما بود و بعد از اون سکوت بچها پووووووووف خندیدن ، ی نگا ب دبیر کردم دیدم داره چپ چپ نگا میکنه منم پر روووو بش گفتم ن عاقا با این نقطه بودم ن با چیز دیگه D:

.

.

.

آقا امروز مشاورمون کارنامه آزمون تستیمون رو بعد از دو هفته داد.
موقعی که داشت این کارنامه ها رو می داد،از رو کارنامه بقلیم دیدم بالاترین درصد ریاضی تکمیلی
(که سختترین قسمت آزمون بود) ۱۰۰% و میانگین پایه ۱۶٫۱۹% هست.
من با خودم گفتم اون چه خریه که ریاضی تکمیلی رو ۱۰۰% زده؟
و بله من چند دقیقه بعد فهمیدم که اون خری کسی نیست جز خود من!
نتیجه اخلاقی:اول کارنامتونو بگیرین بعد نظر بدین.
من خر

.

.

.

اغا این منشی شرکت ما میزش به دستشویی شرکت خیلی نزدیکه
.
.
نمیدونم چه حکمتیه هر وقت من از دستشویی میام بیرون با یه لحن غم انگیزی با آه میگه :::: ای خــــــدا شُــــکـــرت !!!!!

به نظر شما یعنی منظورش به منه عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

دوستم تودانشگاه از یه پسری خوشش میاد رفته بودیم توبوفه تا ناهاربخوریم رفیق مام پسره رومیبینه هل میکنه نوشابه رو میریزه تو لیوان فوت میکنه میخوره خخخخخ شانس اوردیم نعلبکی دم دست نبود! اصن یه وضی

.

.

.

چن هفته پیش قرار بود سه روز آبمونو قطع کنن! حدودن یه ساعت بعد قطع آب برقامونم رفت!! خاستیم زنگ بزنیم به بقیه ببینیم اوضاع اونا چطوره که دیدیم هر کاری میکنیم فقط بوق اشغال میزنه!!!:| هیچی دیگه خوشبختانه لوله کشی گاز نداشتیم که اونم قطع کنن!!!!:|

.

.

.

یه بارتو خونه نشسته بودم دلم هوای کره حیوانی کرد اومدم به بابام بگم کره حیوانی داریم گفتم حیوون کره داریم؟@_@ ):
هیچی دیگه الان خدمتتون عرض کنم من از توفریزربراتون پیام میزارم شش ماه هم هست که غذا نخوردم فقط خاستم یه وقت نگران نشین هنوز زندم
من:):
داعش^_^
سازمان بی زبانان فلک زده

.

.

.

دخترای‏ ‏دیگه‏ ‏ملت‏ ‏وسط‏ ‏خیابون‏ ‏نگه‏شون‏ ‏میدارن‏ ‏برا‏ ‏پسرشون‏ ‏خواستگاریشون‏ ‏میکنن‏ ‏اون‏ ‏وقت‏ ‏چند‏ ‏وقت‏ ‏پیشا‏ ‏ی‏ ‏پیر‏ ‏زنه‏ ‏منو‏ ‏وسط‏ ‏خیابون‏ ‏نگه‏ ‏داشته‏ ‏میپرسه‏ :دخترم‏ ‏چیکار‏ ‏کنم‏ ‏بادمعدم‏ ‏کمتر‏ ‏شه؟؟؟

‏”‏واقعا‏ ‏منو‏ ‏چی‏ ‏فرض‏ ‏کرده‏ ‏همچین‏ ‏سوالی‏ ‏پرسیده؟؟؟

.

.

.

بچه که بودم خیلی واسم جای سوال بود که چطور تو روز یه فیلم نشون میدن درحالی که تو اون فیلم شب بود و هوا تاریک بود
اینقدر فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که اونا یه پارچه دراز و پهن مشکی میبندن به سقف تا مثلا نشون بدن الان شبه خخخخخخ
تازه وقتی واسه بابام تعریف کردم کلی تشویقم کرد و ماچم کرد
حتما فهمید من تا این حد مونگولم گفت بذار بچم دلش خوش باشه
همچنین اوسکولایی بودیم ما…

.

.

.

یادتونه اون موقع که موبایل تازه اومده بود و هرکی موبایل داشت همه یه جور دیگه بهش نگاه میکردن
آقا ما تو فامیل اولین کسی بودیم که خریدیم، گوشی بابام آلکاتل نقره ای بود و یه بی سیمم داشت
اینکه یواشکی دور از چشم بابام میگرفتم دستم و میذاشتم در گوشم و الکی حرف میزدم بماند
اینکه مثل بمب تو فامیل صدا کرد که فلانی موبایل داره اینم بماند
اینجاش جالبه ، آقا هرکی از فامیلا میخواست بره مسافرت از شهرهای دور و نزدیک میومدن خونمون و ۱ شب میموندن بعد کلی مقدمه چینی میکردن که از بابام اجازه بگیرن گوشی رو با خودشون ببرن سفر
تو همچین عصر تکنولوژی زندگی میکردیم…

.

.

.

می گما این گودزیلا ها که دیگه تولیدشون متوقف شد باید به فکر نودیا باشیم
.
.
.
چن وقت پیش پسر داییم (سه سالشه) اومدتو اتاقم پرو پرو نشست رو میز تحریرم بایه حالت متفکر روبه من می گه : می دونی این روزا مشمله (مشغله)های زندگی زیاد شده باید به فرک (فکر)یه روح شناس (روانشناس) برای آلامش(ارامش) فرکی(فکری) بود. بعدشم قبل این که من دهنمو باز کنم از رو میزم پرید پایین از تو اتاق رفت بیرون.

خدابه اینده ما گودزیلاها رحم کنه:

.

.

.

تا حالا فکر میکرم مقصر بر خورد پام با وسائیل خونه منم ولی دیروز فهمیدم مقصر وسائل خونست.تو آشپز خونه دارم آب میخورم نمیدونم از کجا یه قابلمه به صورت عمد افتاد روی انگشت کوچیکه پام رفتم دکتر دم در مطب یه یارو با۱۲۰کیلو وزن رقت رو همون انگشتموهیچی دیگه فهمیدم چقدر بدشانسم.کم مونده بود دماغ پینوکیو بره تو چشم
من:((((
شانس:(((((
یارو:)))))))

.

.

.

یادم میاد یه بار یکی از دوستام اومد جام شرو کردیم به صحبت کردن که یهو رسید بحث به قرصو دارو…بهم گفت بابام یک قرصایی مصرف میکنه که خیلی بزرگه مجبوریم اونارو با چاقو نصف کنیم بدیم بخوره…یه روز از روزها رفتم خونشون دیدم طبق معمول قرصرو دارن با چاقو نصف میکنن تا بدن باباهه بخوره منم کنجکاو شدم ببینم چه قرصی هست رفتم جلو وختی قرصرو دیدم خشکم زد دوباره چشامو بستم باز کردم دیدم نه درست میبینم خنگولا شیاف رو بر میداشتن فک میکردن قرصه با چاقو کوچیکش میکردن میدادن باباهه بخوره :| دیگه بقیشو خودتون تصور کنین…من دیگه حرفی ندارم و من الله توفیق -______-

.

.

.

اهم.اهم…ی دوستی داریم هر موقع ک زنگه تفریح میخوه مثه ی بچه ی خوب و درس خون میره تو حیاط(همیشه هم خوراکیای سالم میاره):))) امروزم از این شیر پاکتی کوچیکا با یه کیک اورده بود با هزار تومن پول…عصن دلم براش کبابه.. بهش میگم کیمی تو سیر میشی خدایی؟..برگشت یه نگاهه عاقل اندر سفیه بهم انداخت گفت:معلومه که میشم…به طور خارق العاده ای قانع شدم.بعد تو مقطع ما اصلان صف واینمیسیم این همیشه میره تو جای صفمون وایمیسه تا ناظممون بهش بگه بیا برو…تازه رفیق فاب هم نداره اصلا…ولی دلش خیلی پاکه..عاشقانه دوسش دارم..

.

.

.

آرظ بشم خدمت اون دوستی که گفت چه خوبه زلزله بیاد امتحان ریاضیتون لغو شه
ما دو سال پیش که توی تابستونش زلزله ی ورزقان اومده بود (بعله تبریزیم) تو مهرماه داشتیم امتحان ریاضی میدادیم وسط امتحان یه زلزله ی خیلی خفیف اومد ولی معلممون نذاشت بریم بیرون.
معلمه :)))))))))
ماها :((((((((((((( :||||||||||
زلزله :)))))))))))))))))))))))))
همچنان ما : بوی چی میاد؟

.

.

.

عاغا به روح اون کسایی که بروسلی کشتشون قسم ما اون موقع بچه بودیم چیزی حالیمون نبود هرکی هرچی میگفت رو به مرحله ی عمل میرسوندیم.
اون موقع حیاط ما بزرگ بود توش ماسه ریخته بودیم…خلاصه یکی به ما گفت شلوار کردی بپوشین از بالا پشتبوم بپرین رو ماسه ها مثل چتر نجات آروم آروم میایین پایین…
هیچی دیگه ماهم اوشکول اوشکول هف هش نفری رفتیم بالا و سقوط آزاد…حالا اولی با مغز زرپید رو ماسه ها نمیدونم دیگه ما چرا پشت سرش پریدم…
.
حالا بماند تعدادی از دوستان در آسایشگاه روانی زندگی میکنن.
.
چیه خوووووووو ؟
کدومتون بچه بودین حرفا رو باور نمیکردین ؟

.

.

.

رفتم نشستم پیش بابام دست انداختم دور گردنش و خلاصه یه جو صمیمانه درست کردم گفتم باباجووون..گفت جووون که میگی یه چیزی میخوای چی میخوای؟؟!!گفتم با اجازتون میخوام زن بگیرم..دیدم یه نگاهی انداخت بهم و گفت یه شرط داره؟؟گفتم چشم چه شرطی؟؟گفت به شرطی که فافا بخری یه دونه هم واسه بابا بخری مرتیکه مگه لواشکه پاشو از جلو چشام!!!

 

=========================================

تمامی محصولات زیر در حراج ویژه بهار ۹۵ با تخفیف به فروش میرسد

 

 

برچسب ها :

دسته : اس ام اس خنده دار | تاريخ : آذر ۱۰م, ۱۳۹۳ | نوشته : Admin | تعداد بازديد : 1,035 بازدید
محصولات سايت
. . .
ارسال نظر



جستجو
تبلیغات متنی شما
(  سئو  و  بهينه سازی سايت  :  readsms  )