تبلیغات

 گردنبند مروارید عشق

موضوعات
تبلیغات

 گردنبند مروارید عشق

آمار سایت
محصولات سايت

اس ام اس بی کسی آبان ۹۲

 

 بیچاره عروسک دلش میخواست زارزار بگرید 

اما خنده را بر لبانش دوخته بودند !

 

 

دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش گره کور نزنی 

او میرود ، تو میمانی و یک گره کور

 

 

سرد است اما سرما نمیخورم, تو نگران نباش

کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را گرفته است

 

 

گاهی سکوت علامت رضایت نیست .
شاید کسی دارد خفه می شود
پشت سنگینی یک بغض

 

 

یا بمان و امید فردایم باش یا دیروزم رو بهم برگردون و برو

 

2رکعت گریستن در آستین آسمان برای دورى از یادهای تو واجب است!..

 

 

خسته ام …!
خسته نبودنت …!
خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد
 تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد …!
میگذرد …!
میگذرد و باز هم میگذرد …!

 

 

مطمئن باش و برو
ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی

به من و عشقی پاک

که پر از یاد تو بود
و خیالم می گفت

تا ابد مال تو بود

 

تو برو
برو تا راحت تر
 تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

 

دراین شهرصدای پای مردمیست که همچنانکه تو را میبوسند،

طناب دار تو را میبافند، مردمیکه صادقانه
 دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند،

در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری.

 

 

دیرگاهی هست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی
 یخ ها شده ام کاش چشمان مراخاک کنندتا نبینم که چه تنها شده ام

 

 

اى دل ، دل سودا زده ، سامانم کو؟ / اى کالبد تهى شده جانم کو؟
امروز که از همیشه مشتاق ترم / اى خانه ى سوت و کور مهمانم کو؟

 

 

جریان چیست که پیدا نمیشود جسد آن رفیقانی که ادعا میکردند برای ما میمیرند!!!!

 

یادته زیر گنبد کبود دوتا رفیق بودن و کلی حسود

تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود

 

 

عزیزم حسادت نکن ، این که بعد از تو بغل گرفته ام ، زانوی غم است !

 

 

درد ، مرا انتخاب کردمن ،
تو را
تو ، رفتن راآسوده برو!
دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم

 

 

 قراربود یک عمر پیشت باشم اما میگی نمیشه!
حداقل بزار برات یه رفیق بمونم……
فقط یه رفیق…..همین

 

 

یادم باشد وقتی آمدی راز بزرگی را به تو بگویم ، اینکه در نبودنت آسمان آبی نیست

 

 

جهنمی به پا میکند دلم وقتی آرزویی در ذهن بیاید و تو میان آن نباشی !

 

 

این روزها که می گذرد
یک ترانه تلخ
قصه ی تنهایی های مرا می سراید
سمفونی گوش خراشی است
روزهاست پنبه دگر فایده ندارد
……باید باور کنم
تنهایم

 

تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ، رو پیشانی من چیزی نیست
 غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی

 

 

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است

زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای
است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن

سخت تر از کویر است . (دکتر علی شریعتی)

 

 

فریادها مرده اند..سکوت جاریست….تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است
میگویند خدا تنهاست……ماکه خدا نیستیم….پس چرا تنهاییم..

 

 

آشنا بیگانه شد ویران شوی ای زندگی
دل زغم دیوانه شد ویران شوی ای زندگی
در سرای آرزو ماهم مکانی داشتیم
آرزو افسانه شد ویران شوی ای زندگی

 

 

رفتن کسی که لایق نیست نعمت است نه فاجعه….

 

 

قلابت را بدون طعمه بینداز ، اینجا پر از ماهی هاییست که از زندگی سیرند .

 

 

چه دنیای عجیبی!!!
هروقت حرف دلم را زدم،دلت را زدم!!!

 

 

عاشقانه ترازاین نیست که درواپسین لحظات باورم ازتوبودن،باورنکنم که تورفته ای

 

 

به شانه ام زدی تا تنهایی ام را بتکانی …
به چه دلخوش کرده ای تکاندن برف از آدم برفی…….!

 

 

سنگهایی که به دیوار فراق تو زدم،، کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم.

 

 

خبر به دور ترین نقطه ی جهان برسد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می کنی ؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آن که دوست ترش داشته به آن برسد

 

 

 

 ب راه عمر صدها قصه دیدم،سفر کردم حکایتها شنیدم،نفهمیدم چه شد تا اینکه
 روزی سرکوی رفیق بازی رسیدم،"غلامم چاکرم لوتی بفرما"همینها
 شد همه عشقو امیدم،بدون هیچ حرفی یا سوالی،پیاله هر کسی داد سر کشیدم
،ولی افسوس با هر ک نشستم رفاقت کردمو خیری ندیدم،چشام بارونی
و قلبم شکسته،از این دنیا و ادمهاش دل بریدم…

 

 

 

دگر تـــــــنها نیستم!!!
مدتی ست با تـــــو
در خودم…
زندگی میکنم…

 

باور کردم تنهایی را
چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب…

 

 

هی غریبه!
روی کسی دست گذاشتی که همه دنیامه
بی وجدان اینقدر راحت به او نگو عزیزم…..

 

 

بی وفا باشی شکایت میکنند.با وفا باشی خیانت میکنند.مهربانی
 گرچه آیین خوشیست.مهربان باشی رهایت میکنند..

 

این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات میگیرند
 رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است .

 

 

تنهایی و دلتنگیت را پیش فروش نکن ، فصلش که برسد به قیمت میخرند !

 

 

وقتی تنهاییم دنبال یک دوست میگردیم، وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش
میگردیم، وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش میگردیم وبازتنهاییم…

 

 

هنوزم عاشق تنهاییهامم ‎/ کسی رو تو جهانم راه نمیدم /همین فکرت
 برای من یه دنیاس / سرابت رو به یک دریا نمیدم…

 

 

 

سنگ..کاغذ…قیچی…
اصلا چه فرقی میکند؟..
وقتی تو آخرش با پنبه سر میبری….

 

 

جهت کمتر دروغ گفتن از این به بعد حواسم باشه هروقت ازم پرسیدن :"خوبی?" فقط جواب بدم"ممنون"
شما هم یادتون باشه هروقت کسی درجواب این سوالتون گفت ممنون بهش بگین "این جواب سوال من
 نیست,جواب من ' آره ' یا ' نه 'هستش,کدومش/؟

 

 

این بارقبض موبایلم خیلی کم شده بود.اما اصلا خوشحال

نشدم از عددی که تنهایی ام را به رخم میکشید.

 

 

 

 

به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی …
اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن …

 

 

محکمتر از آنم که برای تنها نبودنم..
آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم؛
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی…

 

 

 و قسم به روزی که دلت را می شکنند و جز خدا مرهمی نخواهی یافت…

 

 

ناراحت نشو اگه کسی یه نفر دیگه رو به تو ترجیح داد
چون تو نمیتونی یه میمون رو متقاعد کنی که عسل شیرین تر از موزه..

 

 

سیر شده ام از بس که از ادمها زخم خورده ام !
خداخیرتان بدهد به من محبت دروغین تعارف نکنید.
من سیرم ……

 

 

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند…
می گویند حساسیت فصلی است…
آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم…

 

 

تنهایم… مثل همان مسجد بین راه… هرکه می آید مسافراست… میشکند…هم نمازش را…هم دلم را…

 

 

اونقدر تنهام که اگه کسی بهم زنگ بزنه مطمعنم که میخاد براش کاری انجام بدم !

 

 

این که من میکشم ؛ درد بی تو بودن نیست
تاوانِ با تو بودن است !

 

 

 

و نمی دانی با هربار آمدن و زود رفتنت چه نمکی می پاشی بر زخم نبودنت!
زخمی که خیال خوب شدن را اصلا ندارد

 

 

دست احتیاج بسوی تو که هیچ
به سوی خودم هم دراز نمیکنم
شایدکه تنهایی ام از تنهایی دق کند

 

 

بوسه هایم را به خاک و تپش های قلبم را به باد سپرده ام…
بالی برای پریدن ندارم ، بالم تو بودی

 

 

بدون انکه "مار"ی در کار باشد ؛ مزه ی "زهر مار" را میچشم! وقتی نیستی…

 

 

از دوریت چه دردناک میسوزم، ک حتی

اشکهایم از عهده خاموش کردنش برنمی ایند!

 

 

تنهایی یعنی هیشکی نباشه که بهت بگه: دو دقیقه

از پای اون کامپیوتر بلند شو بیا بشین پیش من!!!

 

 

سالهاست جوانیم در پیاده روهای شلوغ بی کسی دست

فروشی میکند! شانه هایش را خوب میبرند ، اماهق هق هایش را نه…

 

گاهی تنهایی آنقدر ارزش دارد که درب را باز نمیکنم حتی برای تو که سالها منتظر در زدنت بودم …

 

 

 گاهی دست (خودم) را می گیرم؛ میبرم هواخوری. (یاد) تو هم که همه جا با من است،
 (تنهایی) هم که پا به پایم می دود… می بینی؟ وقتی نیستی هم جمعمان جمع است…

 

 

وتو در نهایت در چشمان کسی اسیر می شوی که تو را درک . . . نه ، ترک خواهد کرد

 

 

آن روز که دلت پیش دلم بود گرو / دستانه مرا سخت فشردی که نرو
 حالا که دلت با دگری بند است / کفشهای مرا جفت نمودی که برو؟

 

 

دل گهگاهی یاد تو میکند ، کاش بودی می دیدی عشقت با من چه ها نمیکند

 

 

زندگی اتفاق غمگینی است ، وقتی تنهایی ات سالها از تو بزرگتر باشد.

 

 

بى تو با بیگانگى و سکوت میمیرم!
انتظار: گم کردن توست!
غربت: غم دورى تو!
اضطراب: درد بى تو ماندن!
و غم: داغ بى تو زیستن!
(دکترشریعتى)

 

 

از دیگران بریدم تا مهربان بمانی…..نامهربان تو رفتی با دیگران بمانی؟؟؟

 

 

ازدرد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری

 

 

حالم را اگر می‌دیدی
بر می‌گشتی…
و چه خوب است که نمی‌بینی
که نمی‌دانی
که بر نمی‌گردی!

 

 

 

مینویسم دفتری با اشک و اه در شبی تاریک و غمگین و سیاه مینویسم
 خاطرات از روی درد تا بدانی دوریت با من چه کرد

 

 

آنقدر مرا از رفتنت نترسان …. قرار نیست همیشه بمانیم ! روزی همه رفتنی اند ….
ماندن به پای کسی معرفت میخواد…نه بهانه

 

 

 

دلم سفر می خواهد …
نه برای رسیدن به جایی …
فقط برایِ رفتن …

 

 

آدم ها می آیند، زندگی می کنند، میمیرند و میروند …
اما فاجعه ی زندگی تو آن هنگام آغاز میشود که آدمی میرود اما نمیمیرد؛
میماند و نبودنش در بودن تو چنان ته نشین میشود
که تو میمیری درحالی که زنده ای …

 

 

خودت را تصور کن
بی او
شاید بفهمی چه کشیدم
بی تو

 

 

 خسته ام از واژه های تکراری ، گوش کن این است غم پایانی ، در طبیعت عشق مانده ام با تنهایی

 

 

با توام اگر سزای نارفیقی اینه ، بی تو بودن را سزا نیست. . .

 

 

دل آتش گرفت سوخت و خاکسترش را هم باد برد، حالا سنگی در سینه
 نهاده ام جای دل تا دیگر محبت از یادم برود

 

 

میدونی چقدر عذابه بی تو بودن و صبوری ، از کنارم بگذری اما بدونم یک دنیا دوری

 

 

ای دل خضورش دیگر ممکن نیست ، رفت و جایش برای همیشه خالیست

 

 

اینجا نشسته ام بی تو ،پیراهن مشکی عشق به تن ، میبینی عشقم به
 آن پاکی تبدیل شد به ظلمت و سیاهی، باکی نیست از این جدایی و تنهایی

 

 

از خودم شرمنده ام که در وجودم حک شدی ، من برات

چی کم گذاشتم که پر از نفرت شدی ، به خدا اون
 همه دوستی و رفاقت کم نبود ، که به زودی از من و خاطره هام تو رد شدی

 

 

 

هیچ فکر نمیکردم که وقتی گفتم برو!
بروی و مرا تنها بگذاری…
گفتی زمان همه چیز را حل می کند!
این همه آشوب به راه انداخته ای و رفتی ای که کاری دست زمان داده باشی!

 

 

آخر قصه ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند یکی بود… یکی نبود

 

 

وقتی کسی تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بدون او چکار کنی
 شرمنده دلت باش که به تو اطمینان کرد.

 

 

شب بود ، شمع بود ، من بودم و غم!
شب رفت ، شمع سوخت ، من ماندم و غم!!

 

 

=========================================

تمامی محصولات زیر در حراج ویژه بهار ۹۵ با تخفیف به فروش میرسد

 

 

برچسب ها :

دسته : اس ام اس تنهایی | تاريخ : مهر ۲۶م, ۱۳۹۲ | نوشته : Admin | تعداد بازديد : 1,102 بازدید
محصولات سايت
. . .
ارسال نظر



جستجو
تبلیغات متنی شما
(  سئو  و  بهينه سازی سايت  :  readsms  )