تبلیغات

 گردنبند مروارید عشق

موضوعات
تبلیغات

 گردنبند مروارید عشق

آمار سایت
محصولات سايت

اس ام اس شهادت حضرت ابوالفضل (ع)

 

ایمان و وفا سایه ی بالای تو بود / ایثار علی (ع)نقش به سیمای تو بود

گر لب نزدی به اب دریا عباس(ع) / دریای ادب میان لبهای تو بود

.

.

.

عباس لوای هفت افراشته است / وین راز به خون خویش بنگاشته است

او پرچم انقلاب عاشورا را / با دست بریده اش بپا داشته است

.

.

.

کنار دل و دست و دریا ، اباالفضل / تو را دیده ام بارها یا اباالفضل

تو، از آب، می آمدی، مشک بر دوش / و من ، در تو ، غرق تماشا یا اباالفضل

.

.

.

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند

در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند

هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین

ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

.

.

.

دلم مست و لبم مست و سرم مست

بخون ای دل که صبرم رفته از دست

بخون ای دل محرم اومد از راه

بخون اجر تو با عباس بی دست

.

.

.

دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است

قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است

سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب

نام زیبای اباصالح و عباس یکی است

.

.

.

عباس یعنی ذکر طوفانی مهدی / عباس آوای غزل خوانی مهدی

درک محرم کرده ای دانی چه گویم / عباس یعنی اوج مهمانی مهدی

.

.

.

هرچند تیر ، مشک و دلم را دریده است/ ای آب همتی کن و تا خیمه ها مریز . . .

سلام برعبدصالح خدا

.

.

.

یادم ز وفای اشجع الناس آید  / از چشم ترم سوده الماس آید

آید به جهان اگر حسین دگری  / هیهات برادری چو عباس آید . . .

.

.

.

چون لاله چرا به خون نشستی ، عباس  /کو در تن صد چاک تو دستی ،  عباس ؟

ای سرو قلم قلم روی صفحه ی خاک / رفتی کمر مرا شکستی ، عباس . . .

.

.

.

کربلا لبریز عطر یاس شد / نوبت جانبازی عباس شد

.

.

.

دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله

چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله

دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود

صحنه جنگیدن عباس اکران میشود

.

.

.

با خدا عباس وقتی دست داد /  هر دو دست خویش را از دست داد

 

=========================================

تمامی محصولات زیر در حراج ویژه بهار ۹۵ با تخفیف به فروش میرسد

 

 

برچسب ها :

دسته : اس ام اس محرم, اس ام اس مذهبی | تاريخ : آبان ۳م, ۱۳۹۲ | نوشته : Admin | تعداد بازديد : 6,379 بازدید
محصولات سايت
. . .
وحید گفته :

خیمه ها بی آب بود و تشنه بود طفل رباب ، طاقت سقا سرآمد از عموجان آب آب ، یک تنه چون شیر زد بر لشکر آن کافران ، تا که آبی آورد بهر تمام کودکان ، لیک دست او جدا گردید با تیغ جفا ، زین سبب بانگی برآورد یا اخا ادرک اخا ، زآنکه دست و مشک سقا جا ماند در علقمه ، یک به یک پرپر شدند گلهای باغ فاطمه … یا عباس

ارسال نظر



جستجو
تبلیغات متنی شما
(  سئو  و  بهينه سازی سايت  :  readsms  )